آنچه باید درباره سیگار اشنو بدانیم


هفته نامه کرگدن – مرضیه اسدی: آنچه باید درباره سیگار اشنو بدانیم؛ پیش از انقلاب تندترین و خالص ترین توتون داخلی متعلق به منطقه اشنویه بود؛ اشنویه از شهرهای مرزی آذربایجان غربی است.

یکی از دوستانم تعریف می کرد پدربزرگش از آن اشنوبازهای قهار بود. با اشنو ویژه سیگاری شد و وقتی دیگر اشنو گیرش نیامد، برای همیشه سیگار را ترک کرد. می گفت یک نفر که پدربزرگ خیلی خاطرش را می خواست، با اشنو آشنایش کرده بود و خب معلوم است که برای او این دیگر فقط یک سیگار نبود. پیش از انقلاب در استان های گیلان و مازندران و آذربایجان غربی توتون سیگار کشت می شد. در این میان تندترین و خلاص ترین توتون متعلق به منطقه اشنویه بود. اشنویه از شهرهای مرزی آذربایجان غربی است که زمانی توتون مهم ترین محصول کشاورزی آن بود. دلیل مرغوبیت توتون این ناحیه علاوه بر نوع خاکش، مهارت کشاورزان در پروسه کاشت و برداشت این گیاه بود. توتون اشنو در زمین های کم آب کاشته می شد.

 

گفته می شود بذر این گیاه را خشک می کردند و تا اردیبهشت سال بعدش نگه می داشتند. بعد آن ها را در خاک می کاشتند و رویشان را با شاخ و برگ های خشکیده می پوشاندند. بذرها که جوانه می زدند، کشاورزان دیگر هم می آمدند و جوانه ها را می خریدند و در زمین های خودشان می کاشتند. حدود سه ماه بعد زمان چیده شدن برگ ها می رسید. بعد برگ های توتون را در سوله هایی که به همین کار اختصاص داشت، آویزان می کردند تا خشک شود. طبق قانون انحصار دولتی دخانیات که در سال 1307 تصویب شد، حق وارد و صادر کردن و خرید و فروش و تهیه و نگهداری و حمل و نقل اجناس دخانیه و انواع کاغذ سیگار در کلیه مملکت منحصر به دولت بود.

 

آنچه باید درباره سیگار اشنو بدانیم 

در نتیجه توتون ها بعد از مرحله خشک شدن باید به انبارهایی منتقل می شدند که شرکت انحصار دخانیات مشخص می کرد. اداره دخانیات اشنویه توتون ها را از کشاورزان خریداری و بعد برای کارخانه های سیگارسازی ارسال می کرد. در نهایت سیگار اشنو در بسته های بیست عددی و در انواع اشنو، اشنو نو، اشنو ویژه و اشنو پارس در بازار عرضه می شد. پیش از انحصاری شدن دخانیات، اشنو در کارگاه های کوچک ساخته و با دست پیچیده می شد. شاید مهم ترین ویژگی سیگار اشنو ارزان بودنش بود در عین مرغوبیت. گفته می شود این سیگار بدون فیلتر در روستاها و شهرستان ها پرطرفدار بود. درواقع در دهه سی و چهل اشنو. سیگار فقرا محسوب می شد.

 

در میان شاعران و نویسندگان نیز بودند کسانی همچون جلال آل احمد و نیما یوشیج که به آن علاقه کند بودند. از قول اطرافیان نیما می گویند بسیاری از شعرهایش را روی جعبه شیرینی و پاکت خالی اشنو می نوشت. یدالله مفتون امینی در گفت و گویی، گفته بود: «نیما آن روز سیگار اشنو کاغذی می کشید؛ از همان سیگارها ارزان قیمتی که خیلی هم سنگین بود. من و نیما حدود هفت یا هشت سیگار پشت سر هم کشیدیم و پنج یا شش تا چای پررنگ خوردیم…» درباره جلال و علاقه اش به اشنو نیز بسیار گفته اند. در کتاب «نقد آثار جلال آل احمد» نوشته عبدالعلی دست غیب از قول یکی از آشنایان جلال آمده است: «… اشنو بر لب می گذاشت و فشارش می داد. گمان می کرد بر سنگی دندان می زند…»

اشنو تا مدت ها جای خود را میان مردم حفظ کرد. طبق گزارش های آن سال ها در حدود نیمی از فروش ماهانه سیگار متعلق به اشنو بود. با این حال وقتی سیگارهای خارجی وارد بازار شدند، اشنو نیز مانند باقی سیگارهای همدوره اش به مرور مشتریانش را از دست داد. بسیاری از افراد به سیگارهای فیلتردار روی آوردند و این چنین اشنو، سیگار محبوب قشر ضعیف به فراموشی سپرده شد. اگر سیگاری باشید یا اگر به سیگاری های دور و برتان دقت کرده باشید، می دانید هر کس در انتخاب سیگار و نحوه کشیدنش آداب و روشی دارد. تعطیلی کارخانه های سیگار از دید سودبرندگان آن ماجرای دیگری است. اما وقتی یک سیگار از گردونه تولد خارج می شود، در حقیقت تمام فلسفه و داستان های پشتش نیز یک باره تمام می شود. حتما هستند کسانی مثل پدربزرگ دوست من که سبک زندگی شان قبل و بعد از اشنو تغییر کرده است.